جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
943
تحفة الملوك ( فارسى )
سختى و فرصتها مىباشند . به درستى كه در اين طبقه قانع و معتر مىباشند و حفظ بنما خداى را ، چه آنچه حافظ قرار داده است ترا از حق خودش در اين طبقه و قرار بده از براى ايشان سهمى از بيت المال خودت و سهمى از غلههايى كه حاصل شده است از زمينهاى غنيمت در اسلام در هر شهرى ؛ زيرا كه از براى دور تر از ايشان مثل سهمى كه از براى نزديكتر ايشان است . و هريك از آنها واگذاشته شده است به تو حق او پس بايد كه غافل نگرداند ترا از ايشان نشاط تو . به درستى كه تو معذور نخواهى بود به ضايع ساختن اندك از امور ايشان به جهت محكم نمودن امور بسيار و مهم ايشان را . پس بر طرف منما فكر و نظر خود را از ايشان و ترش منما روى خود را بر ايشان و تفقد بنما امور آنكه نمىتواند كه برسد به سوى تو از ايشان از آنانى كه خوار مىشمارد ايشان را چشمهاى مردمان و حقير مىدارد آنها را مردمان ، پس فارغ بگردان و قرار بده از براى معتمد خود را كه از اهل خوف و خشيت از خداى و از اهل تواضع است تا آنكه برساند به سوى تو خبر امور ايشان را . بعد از آن رفتار بنما در حق ايشان به طورى كه عذر داشته باشى در نزد خداى در روز ملاقات او . به درستى اين طبقه در ميان رعيت محتاجترين به سوى عدل و انصافند . و كل فأعذر إلى اللّه فى تأدية حقّه إليه . و در جميع اين طبقات رفتارى بنما كه عذر در نزد خداى در حق آنها ، به آنها داشته باشى . و تعهّد أهل اليتم و ذوى الرّقة فى السّنّ ممّن لا حيلة له و لا ينصب للمسألة نفسه ، و ذلك على الولاة ثقيل و الحقّ كلّه و قد يخفّفه اللّه على أقوام طلبوا العاقبة فصبّروا أنفسهم و وثقوا بصدق موعود اللّه لهم . و تعهد بنما احوال يتيمان و صاحبان رقت در سن از كسانى كه حيله و تدبيرى ندارند و نمىتوانند كه از براى سؤال نمودن نفس خود را منصوب دارند و اين وصيتها بر واليان گران است و جميع حقگران است و به تحقيق كه سبك مىگرداند او را خداوند بر هر گروهى كه طالب شدهاند عاقبت و آخرت را ، پس صبر دادند نفسهاى خود را و اعتماد نمودند براى وعده خداى از براى ايشان .